تبلیغات
اللهم عجل لولیک الفرج - یك لقمه فقر
 
اللهم عجل لولیک الفرج

   

  





وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ

می خواهم با تمام وجود فریاد بزنم , اما چه کنم که سنگینی این کلام بر گلو نشسته است و راه نفسم را بسته و دارد خفه ام می کند .
نمی توانم دردم را به زبان بیاورم , نوشتن بهترین راه خالی کردن خود است , اشک در چشمانم جمع شده , اما راهی به بیرون نمی تواند بیابد . صدا , همان بهتر که صدایم توسط بغض در نهان خفه شود , صدایی که به جایی نرسد باید راهش بسته شود . می نویسم چرا که زمان به من ثابت کرده که نوشتن  بلندترین فریادهاست , چرا که نوشتن محکوم است به جاودان بودن در زمان . می نویسم شاید آیندگان بخوانند و درد امروز مرا درک کنند .

بگذار زمان بگذرد و آیندگان قضاوت کنند که چه رنج هایی این زمانه پست بر تن و روان انسانیت روا داشته , بگذار آیندگان قضاوت کنند که زخم های روزگار بی رحم چگونه تن را فرسوده کرده است و پوست سفید را با رنگ سرخ خون آذین بسته است .بگذار آیندگان بدانند که این اشکی که در چشمان جمع شده است و این بغضی که راه گلو را بسته است از کدامین درد است ...

شاید رنج آورتریناتفاقی که انسان توان تحمل آن را نداشته باشد مرگ عزیزی باشد , اما زمانی که چشم هایت را باز می کنی , از قفسی که برای خود ساخته ای بیرون میایی و با چشمانی باز به اطرافت نگاه می کنی , نه مرگ یک نفر بلکه مرگ هزاران نفر را می بینی , مرگی که جسم را نابود می کند و روح و عزت انسان که بزرگ ترین سرمایه اوست را به حراج می گذارد , مرگی که با آنکه نفس می کشی , اما جسم را ذوب می کند و روح را به یغما می برد .


درد آور است وقتی کودکی را می بینی که بزرگترین آرزویش یک تکه گوشت است , مادری برای سیر کردن شکم بچه هایش مجبور است یا عزتش را بفروشد و یا عفتش را . پدری که با هر نگاه کودک گرسنه خود در هر ثانیه هزاران بار می میرد .


فقر آنچه که امروز می شنویم و یا می خوانیم نیست , فقر شنیدنی و خواندنی نیست , فقر احساس است و احساس نه شنیدنیست و نه خواندنی , حتی دیدنی هم نیست , باید فقیر بود تا بتوان طعم تلخ فقر رابا تمام وجود احساس کرد ..

فقر اشک های پدریست که به خاطر شرمندگی از کودک گرسنه خود بر روی گونه های خشکیده اش روان می شود , فقر شکستن غرور پدریست که با هر نگاه کودک خود هزاران بار در لحظه می شکند , فقر خودکشی پدریست که نیازهای همسر و فرزندان خود را می بیند , صدای شکسته شدن آرزوها و کمرشان را می شنود , فشار نابود کننده فقر را بر روی آنان احساس می کند , اشک های آنان را می بیند و او عاجز و ناتوان خود را به پرتگاه مرگ و نابودی می کشاند .

فقر عزت , عفت و جسم مادریست که برای سیر کردن فرزندانش در هجوم گرگ های انسان نما تکه تکه می شود و عفت و عزتش در مقابل چشمان اشک بارش نیست و نابود می شود.

داس دروگر زمانه این بار در دستان
فقر دارد با بی رحمی تمام انسان هایی را درو می کند و به آغوش مرگ می فرستد که جرم شان شاید زیاده خواهی گروهی از ما انسان هاست , زیاده خواهی .

این درد و فریاد های من به خاطر اینست که در کشوری زندگی می کنیم که حاکمان آن دایه اسلام و برابری و عدالت دارند . این کدامین عدالت است که چشم ها را بر روی فقر می بندد و انسان هایی که زاده این خاک اهورایی هست را از حقوق شان محروم می کند.


باور کنید این درد آن انسان های که جرمشان
فقرشان هست نیست ,این درد کسانی هست که می بینند و نمی توانند کاری بکنند , این شلاق زمانه بر جسم این انسان ها نیست , این شلاق مکان فرودش قلب انسانیت است .

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الأَقْرَبینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیّاً أَوْ فَقیراً فَاللّهُ أَوْلى بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً

و باید به پا خواست برای گسترش عدالت ...



 

میخواهم  بگویم ......
فقر  همه جا سر میكشد .......
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی  هم  نیست ......
فقر ، چیزی را  " نداشتن " است ، ولی  ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست  .......
فقر  ،  همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفتهء یك كتابفروشی می نشیند ......
فقر ،  تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ......
فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....
فقر ،  همه جا سر میكشد ........

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یك لقمه فقر 


 جشن عاطفه ها !

 

جشن عاطفه ها 


 

سه نسل فقر ، در یك منظر

 

سه نسل فقر ، از یك منظر 

 


 

بر خاك افتاده

 

بر خاك افتاده

 

 


 

مرواریدهای كوچولو در صدف حجاب

 

مرواریدهای كوچولو در صدف حجاب

 

 


 

تكیه گاه محكم ؟!

 

تكیه گاه محكم ؟!

 

 


 

لب خند وصله دار

 

لب خند وصله دار

 

 


 

مادری برای تمام فصول

 

مادری برای تمام فصول

 

 


 

لب خند پا برهنگی

 

لب خند پا برهنه گی

 

 


 

نگاه ... !

 

نگاه ... !

 

 


 

غصه های مادر بزرگ

 

غصه های مادر بزرگ



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه اطلاع رسانی دکتر محمود احمدی نژاد